عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



به وبلاگ من خوش آمدید

آمار مطالب

:: کل مطالب : 509
:: کل نظرات : 5

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 188
:: باردید دیروز : 39
:: بازدید هفته : 894
:: بازدید ماه : 878
:: بازدید سال : 5279
:: بازدید کلی : 56944

RSS

Powered By
loxblog.Com

افشاگری آزاده نامداری از عشق 7 ساله همسر دومش
یک شنبه 2 اسفند 1394 ساعت 16:43 | بازدید : 287 | نوشته ‌شده به دست کرموخان | ( نظرات )

افشاگری آزاده نامداری از عشق 7 ساله همسر دومش +عکس

افشاگری آزاده نامداری از عشق 7 ساله همسر دومش

آزاده نامداری و همسر دومش سجاد عبادی بتازگی در دی ماه 94 به خانه ی بخت رفتند و مراسم عروسی خود را برگزار نمودند .این مجری 31 ساله به گزارش پارس ناز با سجاد عبادی همسر جدیدش که  فرزند رحيم عبادي رييس سازمان جوانان دولت اصلاحات و مرحومه فريده ماشيني از فعالان جبهه مشاركت است ازدواج نموده است. به تازگی مصاحبه مفصلی با آزاده نامداری و همسر دومش منتشر شده است که بخشی از آن را در ادامه می خوانید:

 افشاگری آزاده نامداری از عشق 7 ساله همسر دومش +عکس

اگر به ما اجازه دهید از اینجا شروع کنیم که شما از کجا با هم آشنا شدید؟

آزاده نامداری: سال 87 به واسطه دوستان مشترکمان که در آن زمان در تلویزیون مشغول به کار بودند که یکی از آنها از مدیران ارشد تلویزیون بود به هم معرفی شدیم و چندبار همدیگر را دیدیم. چون در یک دوره زمانی بود که من به شدت مشغول انجام فعالیت های گوناگون تلویزیونی و … بودم و اصلا به ازدواج و تشکیل خانواده فکر نمی کردم، خیلی پیش نرفتیم و بعد از گذشت مدتی ارتباط مان قطع شد.

همان آشنایی اولیه برای ازدواج بوده؟

آزاده نامداری: بله، ایشان از همان ابتدا با پیشنهاد ازدواج جلو آمدند اما همان طور که گفتم من در آن سال ها اصلا شرایطش را نداشتم.

پس در واقع شما یکبار به طور جدی حدود 7 سال قبل پروسه خواستگار و اینها رو پشت سر گذاشته بودید؟

آزاده نامداری: بله متاسفانه اتفاق نیوفتاد چون من در آن سالها ابدا دوست نداشتم ازدواج کنم و به ایشان هم گفتم من الان به درد ازدواج نمی خورم وگرنه بهترین فرد هستید که بخواهم بک روز با او ازدواج کنم…

**********************************

آقا چندتا نکته :

1- عجب ادم خودخواهی بوده و هست این خانم نامداری

2- این وسط پیشونی کجا مینشونی

3- خاکبرسرت نامداری کثافت به خاطر خودخواه بودنت



:: برچسب‌ها: من , گل , عکس ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مورچه های عجیبی که بخیه جراحی میزنند
یک شنبه 2 اسفند 1394 ساعت 16:34 | بازدید : 154 | نوشته ‌شده به دست کرموخان | ( نظرات )

مورچه های عجیبی که بخیه جراحی میزنند +عکس

شاید باور کردنش سخت باشد اما با دیدن این تصاویر حیرت انگیز و باورنکردنی از مورچه هایی که جای زخم را بخیه می کنند به این روش ایمان می آورید.به گزارش پارسناز ، در بخشی از آسیا، آفریقا و جنوب امریکا استفاده از مورچه ها به عنوان درمان زخم ها مسئله ای بسیار عادیست . 

در برخی از نقاط جهان مورچه ها در نزدیک زخم به عنوان جراح استفاده میشوند!در آفریقا و جنوب امریکا، از ارتش مورچه های بزرگ به عنوان بخیه های جراحی استفاده می شود.زخم با هم کشیده، و مورچه لبه زخم را با فک پایین خود را و آن را در محل زخم قفل میکند. به گزارش پارسناز پس از آن، بدن از سر مورچه جدا میشود. سر باقی می ماند و به زخم به عنوان یک نخ متصل است تا زمانی که زخم است. در این درمان عجیب از مورچه ها برای بخیه زدن زخم ها استفاده می شود.

مورچه های عجیبی که بخیه جراحی میزنند +عکس 

ارتش مورچه های سرباز که با سر بزرگ خود شناخته شده اند با جدال بر سر گوشت شما و مبارزه با یک دیگر باعث بخیه خوردن زخم میشوند و خودشان درمیان زخم ها کشته میشوند، البته درد آور بودن این درمان امری بدیهی است و فردی که مورچه ها در حال بخیه زدن آن هستند درد زیادی را تحمل می کند.

مورچه های عجیبی که بخیه جراحی میزنند +عکس

مورچه های عجیبی که بخیه جراحی میزنند +عکس

 

 



:: برچسب‌ها: من , گل , عکس ,
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
مسیج بازی لیلی و مجنون
یک شنبه 2 اسفند 1394 ساعت 16:20 | بازدید : 191 | نوشته ‌شده به دست کرموخان | ( نظرات )

مسیج بازی لیلی و مجنون (طنز)

پیامک زد شبی لیلی به مجنون
که هر وقت آمدی از خانه بیرون

بیاور مدرک تحصیلی ات را
گواهی نامه ی پی اچ دی ات را

پدر باید ببیند دکترایت
زمانه بد شده جانم فدایت

دعا کن …

دعا کن مدرکت جعلی نباشد
زدانشگاه هاوایی نباشد

وگرنه وای بر احوالت ای مرد
که بابایم بگیرد حالت ای مرد

چو مجنون این پیامک خواند وارفت
به سوی دشت و صحرا کله پا رفت

اس ام اس زد ز آنجا سوی لیلی
که می خواهم تورا قد تریلی

دلم در دام عشقت بی قرار است
ولیکن مدرکم بی اعتبار است

شده از فاکسفورد این دکترا فاکس
مقصر است در این ماجرا فاکس

چه سنگین است بار این جدایی
امان از دست این مدرک گرایی



:: برچسب‌ها: من , گل , عکس ,
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
ازدواج دو عاشق بعد از 70 سال
یک شنبه 2 اسفند 1394 ساعت 16:16 | بازدید : 209 | نوشته ‌شده به دست کرموخان | ( نظرات )

ماجرای بهم رسیدن لیلی و مجنون آمریکایی بعد از 70 سال

ماجرای بهم رسیدن لیلی و مجنون آمریکایی بعد از 70 سال+عکس

اتفاقات عشقی همیشه بخشی از زندگی اشخاصند . شکستهای عشقی و انتظارهای طولانی مدت و گاهی بی سرانجام نیز به گزارش پارس ناز بخشی از این دست اتفاقات عشقی زندگی افرادند . اما انتظار 70 ساله برای رسیدن به عشقی که به خاطر سوء تفاهم به سرانجام نرسیده بود ، وقتی به دیدار و ازدواج منتهی بشود شیرین است .حال در این مطلب از پارسناز ماجرای واقعی عاشقی پیرمرد 93 را میخوانید که به طرز باورنکردنی پس از 70 سال به معشوقه اش رسید !

ماجرا ازین قرار است که یک سرباز بازنشسته93 ساله آمریکایی بازمانده از جنگ جهانی دوم ، پس از 70 سال برای دیدار محبوب انگلیسی خود عازم استرالیا شد. یک سرباز بازنشسته آمریکایی بازمانده از جنگ جهانی دوم به نام نوروود توماس، 93 ساله، پس از 70 سال و آخرین خداحافظی برای دیدار محبوب انگلیسی خود، جویس موریس، عازم استرالیا شد.

توماس که به‌عنوان یک چترباز در ارتش خدمت می‌کرد، در سن 21 سالگی و پیش از پیاده شدن قوای نظامی در نرماندی با موریسِ 17 ساله آشنا شد. چند ماه پیش از آنکه جنگ بینشان جدایی بیندازد و توماس به نرماندی اعزام شود، آن‌ها بارها باهم ملاقات کردند.

 پس از پایان جنگ توماس به زادگاه خود آمریکا بازگشت اما نامه‌نگاری‌شان متوقف نشد و حتی نوروود از محبوبش درخواست کرد به آمریکا بیاید و باهم ازدواج کنند؛ اما موریس به‌گونه‌ای درست متوجه منظور توماس نشد و تصور کرد او عاشق زن دیگری شده است؛ بنابراین دیگر به او نامه ننوشت و سرانجام هر دو با افراد دیگری ازدواج کردند.

همسر آقای توماس سال 2001 از دنیا رفت. خانم موریس هم به همراه همسرش به استرالیا نقل‌مکان کرد اما ازدواجشان پس از 30 سال به بن‌بست رسید و طلاق گرفتند. علی‌رغم گذشت زمان خانم موریس هنوز توماس را فراموش نکرده بود و سال گذشته از یکی از فرزندانش خواست او را از طریق اینترنت پیدا کند. سرانجام پس‌ازآنکه نام توماس را در یکی از مقالات مربوط به نبرد نرماندی در روزنامه‌ای ویرجینیایی پیدا کرد، برای نخستین بار به کمک فرزندانشان از طریق «اسکایپ» باهم صحبت کردند.

ماجرای بهم رسیدن لیلی و مجنون آمریکایی بعد از 70 سال+عکس

به دنبال این ماجرا و مطلع شدن یکی از روزنامه‌های محلی ویرجینیا ((The Virginian-Pilot از داستانشان، یکی از خوانندگان روزنامه کمپینی را برای فرستادن توماس از «ویرجینیا بیچ» به استرالیا و دیدار مجدد محبوبش راه‌اندازی کرد. کمک‌های خیریه سرازیر شدند و خطوط هوایی «ایر نیوزیلند» یکی از بلیت‌های فرست کلاس خود را به آقای توماس و پسرش استیو که در کنارش زندگی و از او پرستاری می‌کند، اهدا کرد.

پیش از شروع این پرواز 16898 کیلومتری، توماس به «ویرجینیا پایلوت» گفت: ترجیح می‌دهم در مسیر استرالیا بمیرم تا با فکر «اگر می‌شد» در خانه بنشینم. منتظر دیدن لبخند موریس هستم.آن‌ها ساعت‌ها بعد در آدلاید باهم ملاقاتت کردند. ناگفته نماند خانم موریسِ 88 ساله به دلیل بیماری کم‌کم بینایی‌اش را از دست می‌دهد.



:: برچسب‌ها: من , گل , عکس ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
عاقبت لیلی و مجنون !!!
یک شنبه 2 اسفند 1394 ساعت 16:1 | بازدید : 173 | نوشته ‌شده به دست کرموخان | ( نظرات )

لیلی و مجنون در فرانسه

عکس واقعی و بسیار زشت لیلی و مجنون در فرانسه

عکس واقعی لیلی و مجنون در فرانسه

در این مطلب از سایت پارسناز تصویری منتسب به لیلی و مجنون را برای شما به نمایش بگذاریم که در موزه لوور فرانسه از آن نگهداری می‌شود.در مورد عشق لیلی و مجنون افسانه های زیادی بر سر زبانهاست .لیلی و مجنون معروف ترین نمونه عشق ناکام در سنت ادبی ما هستند. داستان قیس نامی که عاشق لیلی، دختر بزرگ قبیله بنی عامر شد ولی پدرش او را به قیس نداد و عوضش دادندش به تاجر خرپولی به اسم ابن السلام از قبیله بنی اسد و به قول حسین منزوی:

لیـلا دوباره قسمت ابن السـلام شد
عشق بزرگم آه، چه آسان حرام شد

داستان لیلی و مجنون در ادبیات جهان نمونه های فراوانی دارد اما نظامی گنجوی بود که با آن منظومه خواندنی اش داستان را به این اسم جاویدان کرد و اسم مجنون را به عنوان نماد عشق دبیرستانی و بدون هیچ خواسته ای، بر سر زبان ها انداخت.

بعدها تعداد زیادی از شاعران فارسی و عرب زبان هم روایت خودشان از این زوج را تعریف کردند که منظومه های جامی و امیرخسرو دهلوی، منظومه ترکی محمد فضولی و همینطور نمایشنامه احمد شوقی مصری از همه معروف تر هستند.

شهرت لیلی و مجنون در جهان آنقدر زیاد است که حتی اریک کلاپتون معروف هم در ۱۹۷۰ یک ترانه به اسم لیلا خواند.البته از صحت و سقم این تصویر اطلاعی در دست نیست …اینکه آیا لیلی و مجنونواقعیت تاریخی دارند یا یک خیال شاعرانه هستند، از آن سوال های زرد تاریخ ادبیات است که هنوز جواب درست و درمانی برایش پیدا نشده است.

به صورت سنتی، می گویند در عصر جاهلیت و کمی پیش از اسلام، شاعری در عرب بوده به اسم قیس بن ملوّح عامری که دیوانی از اشعارش هم هست (و در کتاب «غزالاتی در میان خلایق» گزیده شعر عرب به ترجمه دکتر عبدالحسین فرزاد می توانید نمونه هایش را بخوانید). این آقای قیس، عاشق دختری از همان قبیله به اسم لیلی بوده و اشعاری برایش می گفته. این اشعار چنان شهرت پیدا می کند که ملت، بعدها هم هر شعری که نام لیلی در آن بود را به او نسبت دادند و او را «مجنون لیلی» یعنی دیوانه عشق لیلی لقب دادند.

قدیمی ترین سندی که درباره قیس بن ملوّح داریم، کتاب «الشعر و الشعرا» نوشته ابن قتیبه دینوری است که در سال ۲۷۶ قمری نوشته شده. یکصد سال بعد هم کتاب معروف «لاغانی» (به معنای ترانه ها، که دایره المعارفی از شعر و ادب و اخلاق مسلمان های قرون نخستین است) تمام داستان های مربوط به مجنون تا آن روز را جمع آوری کرد.

در قرون جدید محققان آمدند و روی دیوان شعر منسوب به قیس عامری تحقیق کردند و گفتند اینها از نظر زبان و محتوا با هم نمی خواند و لغاتی از دوره های تاریخی مختلف در آنهاست و معلوم است که این اشعار کار یک نفر نیست و چه بسا اصلا آن یک نفر هم وجود خارجی نداشته باشد. برای همین در بیشتر تاریخ ادبیات عرب های معتبر (مثل تاریخ ادبیات عرب نیکلسون یا حنا الفاخوری که هر دو به فارسی هم ترجمه شده اند) اسمی از این شاعر نمی بینید.اتفاق مهم دیگری در مورد لیلی و مجنون این بود که وقتی الواح گلی بابل باستان (شهر باستانی بین النهرین در عراق امروزی) کشف شد، دیدند در الواح کتابخانه بخت النصر، داستانی هست درباره کیس (قیس) و لیلاکس (لیلی). توی این داستان، کیس و لیلاکس که در معبد خورشید تحصیل می کنند دلباخته هم می شوند. کاهن ها لیلاکس را مجبور به اعتکاف در معبد می کنند و کیس هم متهم به دیوانگی می شود.

لیلاکس از معبد فرار می کند و خلاصه بعد از ماجراهایی به هم می رسند ولی کیس بی وفایی کرده و با زن چوپان فرار می کند. (توی بعضی از روایت ها لیلی و مجنون هم، مجنون با دختر نوفل، پهلوان عرب ازدواج می کند) اما بعد دوباره یکسری محقق (از جمله کراچکوفسکی، ایرانشناس روس که بیشترین تحقیق را روی این داستان انجام داده) پیدا شدند و گفتند این داستان با شرایط جامعه بابل آن روز نمی خواند و به احتمال قوی بعد از دوره بابل باستان، یعنی در زمان هخامنشیان نوشته شده و بعدا به کتابخانه های قدیمی اضافه شده است. خلاصه که فعلا معلوم نیست تکلیف این مجنون صحراگرد بی سامان بالاخره چه می شود!



:: برچسب‌ها: من , گل , عکس ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
طنز و عکس نوشته
یک شنبه 2 اسفند 1394 ساعت 13:43 | بازدید : 376 | نوشته ‌شده به دست کرموخان | ( نظرات )
 

عکس نوشته های طنز و خنده دار (79)

عکس نوشته های طنز و خنده دار

ابتکار دانشجویی در حد اسکار !

 

جا داره یه فاتحه برای این دوست عزیز بفرستین !

عکس نوشته های طنز و خنده دار (79)

ای وای من !

عکس نوشته های طنز و خنده دار (79)

دقت کرده بودین تا حالا !؟

عکس نوشته های طنز و خنده دار (79)

خب دیگه چیا میدونی !؟

عکس نوشته های طنز و خنده دار (79)

چند تا صورت در تصویر میبینی !؟

عکس نوشته های طنز و خنده دار (79)

خیلی رو مخه خدایی !

عکس نوشته های طنز و خنده دار (79)

8 ماه قبل از به دنیا آمدن یه موجود عجیب !

عکس نوشته های طنز و خنده دار (79)

هواپیما ویژه گوگل !

عکس نوشته های طنز و خنده دار (79)

خدا شانس بده والا <img class="emoji" src="https://s.w.org/images/core/emoji/72x72/1f610.png" alt="



:: برچسب‌ها: من , گل , عکس ,
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
جواب بدید لطفن
شنبه 1 اسفند 1394 ساعت 20:15 | بازدید : 200 | نوشته ‌شده به دست کرموخان | ( نظرات )

 

چندسوال از آقای طیب نیا و رئیس جمهور محترم :

سلام 

با توجه به این که 10 سال است دولت مدام درحال کوچک سازی خود و واگذری امور به بخش خصوصی است و استخدامیهای خود را به شدت کاهش داده و از طرفی دیگر مدام درحال آزادسازی قیمت ها و تبدیل ان ها به قیمت تمام شده واقعی بوده ایم چطور شما از پس هزینه ها و پرداخت ها بر نمی آیید ؟؟؟

باتوجه به این که دولت میگوید از پس پرداخت یارانه ها بر نمی اید و از سویی قیمت ها هم ازاد سازی شده اما یایارنه ها اصلن افزایش نیافته ، سوا ل این است که پس چرا قبل از ازاد سازی قیمت ها و پرداخت یارانه نقدی به مردم ، از پس پرداخت هزینه ها بر می امدید و کار و اشتغال و زندگی رونق داشت ، الان نه؟؟؟ این پول ها کجا شده و چه می شود ؟؟؟

باتوجه به این که قدرت خرید مردم رو به شدت پایین آورده اید به نحوی که قدرت خرید ندارن فکر نمیکنید که این نوع کنترل تورم کاذب باشه ؟؟؟ و مردم  با همان نرخ تورم چند رقمی و قدرت خرید مناسب خوشبخت تر بودند و کار و چرخ زندگیشان می چرخید ؟؟؟ 

فکر نمی کنید اگر کف زندگی مسولان و سطح رفاهیشان برابر با سطح زندگی متوسط جامعه باشد تاثیر بسیار بهتری این مسئله در جامعه و نوع تصمیم گیری های دولتی دارد ؟؟؟ تا این که به بهانه های مختلف میزان درآمد و دستمزد مسولان و نمایندگان فراتر از سطح رفاه عمومی باشد و از حال و روز مردم بیخبر باشند؟؟؟

فکر نمی کنید که اگر در برنامه های دولتی بالاخص حاملهای انرژی استان های کمتر برخوردار رو با شرایط خاص نبینید و برخلاف این که هرجا به نفع خودتان است رفاهیات اول مال شما بعد دیگران اینجا لااقل اینجا کمی دید به سمت مردم نباشد ، فشاری بسیار مضاعف به استانهای محروم وارد می شود ؟؟؟



:: برچسب‌ها: من , گل , عکس ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
خداحافظی یک ایرانی از ناسا
شنبه 1 اسفند 1394 ساعت 20:9 | بازدید : 204 | نوشته ‌شده به دست کرموخان | ( نظرات )
فیروز نادری، دانشمند ایرانی و مدیر بخش «اکتشافات منظومه شمسی» اداره ملی هوانوردی و فضایی امریکا (ناسا) اعلام کرد در پایان ماه جاری میلادی (10 اسفند) بعد از ۳۶ سال از ناسا خداحافظی می‌کند.
 
به گزارش ایسنا، نادری در متن خداحافظی خود خطاب به همکارانش نوشته است: «۳۶ سال قبل، زمانی که به "ناسا" پیوستم فکر می‌کردم تا وقتی شور و شوقم نسبت به کار باقی است، در اینجا می‌مانم و روزی که احساس کنم این اشتیاق در حال کم‌رنگ شدن است، آن را ترک خواهم کرد. حالا بعد از ۳۶ سال، نه تنها آن روز نیامده که هر آن‌چه باعث عشقم به کار و این مکان بوده، بیشتر هم شده است. با این وجود فکر می‌کنم اکنون زمان درستی برای این است که مشعل را به فرد دیگری بدهم.»
 
وی با اشاره به دوره‌ طولانی فعالیتش در بخش‌های مختلف آزمایشگاه پیش‌رانش جت ناسا، خاطرنشان کرده که در این مدت چیزهای زیادی یاد گرفته است.
 
او در عین حال تاکید کرده که ۳۶ سال گذشته برایش مانند یک "چشم بر هم زدن" سپری شده است.
 
دکتر فیروز نادری که به عنوان یکی از مدیران ارشد سازمان فضایی ناسا، نقشی کلیدی در تعیین راهبردها و نظارت بر کل طرح‌ها و ماموریت‌های یکی از مهمترین مراکز فضایی این سازمان بر عهده داشته در سال 1325 در شیراز متولد شده و تحصیلات ابتدایی و متوسطه‌اش را در شیراز و تهران گذرانده است.
 
وی در سال 1964 به آمریکا رفته و تحصیلات کارشناسی خود را در دانشگاه ایالتی آیوا و کارشناسی ارشد و دکتری مهندسی الکترونیک را در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی پشت سرگذاشته است.
 
دکتر نادری، پس از پایان تحصیل به کشور بازگشت و مدتی در مرکز «سنجش از دور ایران» فعالیت کرد.
 
وی از حدود 36 سال پیش همکاری خود را با ناسا آغاز کرد و در این مدت مشاغل فنی و مدیریتی متعددی را در زمینه ماهواره‌های مخابراتی متحرک، رادارهای سنجش از دور، رصدخانه‌های تحقیقاتی اختر فیزیک و اکتشاف مریخ و سایر اجرام منظومه شمسی برعهده داشت.
 
دکتر نادری، فروردین ماه 1379 در شرایطی که چندین ماموریت متوالی ناسا در پرتاب فضاپیما به سوی مریخ با شکست مواجه شده بود، به مدیریت برنامه‌های اکتشافات مریخ منصوب شد و توانست طی حدود چهار سال، سه ماموریت مهم از جمله پرتاب دو کاوشگر مریخ‌نورد «روح» و «فرصت» را با موفقیت اجرا کند.
 
این دانشمند ایرانی در پی این موفقیت درخشان در اسفند ماه 1383 به سمت معاون و مدیر ارشد برنامه‌ریزی مرکز JPL (آزمایشگاه پیشرانش جت) - از مهمترین مراکز فضایی ناسا - منصوب شده و در سمت جدید به عنوان مسئول طراحی برنامه‌ها و راهبردهای مرکز، تجاربش در ماموریت‌های مریخ را در مطالعه سایر بخش‌های جهان از زمین تا کهکشان‌های دور به کار بست.
 
وی همچنین مسئولیت طراحی چشم‌انداز راهبردی پنج تا 20 ساله JPL را برعهده داشته است.
 
دکتر نادری طی نزدیک به چهار دهه همکاری مستمر با ناسا به دلیل عملکرد درخشان علمی و مدیریتی به دریافت عالی‌ترین نشان علمی این سازمان (the Distinguished Service Medal) و نشان‌های متعدد دیگر از جمله نشان فن‌آوری فضایی Hall of Fame، جایزه Aviation Week 2004 Aerospace، نشان افتخار جزیره الیس (Ellis Island) سال 2005 - به دلیل همکاری‌های گسترده علمی که به غنی‌تر شدن فهم جامعه منجر شده - و همچنین جایزه ویلیام راندولف لولاک دوم انجمن فضانوردی آمریکا نایل شده است.


:: برچسب‌ها: من , گل , عکس ,
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
بدگمانی و بدبینی
شنبه 1 اسفند 1394 ساعت 19:10 | بازدید : 252 | نوشته ‌شده به دست کرموخان | ( نظرات )

 

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ …
                                                                       سوره حجرات‌ آیه 12

 

 ای‌ کسانی‌ که‌ ایمان‌ آورده‌اید، از بسیاری‌ ازگمانها بپرهیزید که‌ پاره‌ای‌ از گمانها گناه‌ است‌…

 

بدبینی و بدگمانی که در منابع اسلامی از آن به سوء ظن تعبیر شده یک حالت درونی است که موجب عدم اعتماد شخص به دیگران و اطرافیانش می شود، از این رو نسبت به حوادث، وقایع، افراد و کارهای آنان با دید منفی نگریسته و آنها را به صورت نادرست تفسیر می کند. بدبینی "سوء ظن" یکی از گناهانی است که در مقابل آن خوش بینی (حسن ظن) می باشد که از صفات خوب است.

در یک تقسیم بندی سوء ظن را نسبت به متعلق آن به چهار قسم می توان تقسیم نمود:

1. سوء ظن به خدا

2- سوء ظن به خود

3- سوء ظن به دشمنان

4- سوء ظن به نزدیکان، دوستان، مؤمنان و...

1. سوء ظن به خدا: سوء ظن به خدا یعنى بدگمانی نسبت به خداوند در مورد موجودات و انسان ها؛ نظیر ناامیدى از رحمت‏ خداوند که این کار امری ناپسند و حرام است. خدای متعال در قرآن می فرماید: «لا تیأسوا من روح‏ الله انه لاییأس من روح الله الّا القوم الکافرون».[1] چنین سوء ظنی کاملاً بی جا بوده و از گناهان بزرگ است؛ مؤمن با آن سعه رحمت و مغفرت الاهی نباید مأیوس از رحمت و مغفرت و عفو الاهى باشد و لو با گناه جن و انس باشد.[2]

کارهایی؛ نظیر گناه زیاد، جهل و عدم شناخت خداوند، بخل و ... موجب می شود تا انسان به خداوند بدگمان شود. در روایتی آمده است که بخل موجب سوء ظن به خداوند مى‏گردد.[3]

با آشنایی و شناخت از اموری که موجب سوء ظن به خداوند می شوند، باید با برطرف نمودن آن اسباب، موجبات خوش بینی را فراهم نمود. امام رضا (ع) فرمود: به خداوند حسن ظن پیدا کنید؛ زیرا خداوند مى‏فرماید: من به حسن ظن توجه دارم، اگر او خیر در نظر بگیرد به خیر خواهد رسید و اگر سوء ظن داشته باشد باز هم به آن خواهد رسید.[4]

2. سوء ظن به خود: خوش بینی زیاد و بی مورد به خود، موجب تنزل و رکود و موجب بی مهری دیگران نسبت به ما خواهد شد، امام رضا (ع) فرمود: "ر کس از نفس خود راضی باشد افراد ناراضی از او زیاد خواهند شد".[5]هم چنان که سوءظن به خویشتن در صورت عدم افراط موجب تکامل آدمى است، امام على‏ (ع) مى‏فرماید: "یکی از صفات متقین سوء ظن داشتن به خود است".[6]

3. سوء ظن به دشمن: چنین سوء ظنی یکی از امور پسندیده و ممدوح است و باعث می شود تا انسان لحظه ای از مکر و حیله دشمنان غافل نماند. چه بسا ممکن است دشمن از در دوستی وارد شود و ظاهری خیر خواهانه و صلح به خود بگیرد و دست دوستی دراز کند، اما در صدد مکر و ضربه زدن باشد. براین اساس نباید به سخنان و حرکات او خوش بین بود. حضرت علی (ع) در نهج البلاغه خطاب به مالک اشتر می فرماید: "مراقب باش، مراقب باش، از دشمن خود پس از آشتی کردن؛ زیرا گاهی دشمن نزدیک می شود تا غافلگیر کند پس دور اندیش باش و حسن ظن خود را متهم کن".[7]

4. سوء ظن به نزدیکان، دوستان، مؤمنان و ...: اما سوء ظن به نزدیکان، دوستان ، مؤمنان و... که ظاهراً سؤال شما نیز ناظر به این مسئله است، از منابع و متون اسلامی به دست می آید که چنین چیزی به جامعه و محیطی که ما در آن زندگی می کنیم، وابستگی زیادی دارد.

الف. اگر در محیطی زندگی می کنیم که اکثر مردم آن اهل گناه و معصیت هستند و در آن جامعه عدالت جایش را به بی عدالتی و ستم داده و هر کس تنها به فکر دنیای خود است، بدیهی است که در چنین جامعه ای اصل بر عدم اعتماد و بدگمانی است؛ از این رو است که می بینیم امام هادی (ع) می فرماید: "ر گاه روزگاری بود که در آن بیداد بر دادگری غالب شد نباید به کسی گمان نیک برد، مگر این که خوبی او بر تو معلوم شود".[8]

ب. اما اگر در یک جامعه ای زندگی می کنیم که اساس آن بر عدالت استوار است و انسان های مؤمنی در آن زندگی می کنند، در چنین جامعه ای باید خوش گمان بود و از بدگمانی دوری جست؛ چون در جامعه ای که بر اساس اعتماد بنا شده باید اعتماد نمود. خداوند در این زمینه می فرمایند: "ای اهل ایمان از بسیار پندارها در حق یکدیگر اجتناب کنید که ظن و برخی پندارها معصیت است...".[9] امام هادی (ع) می فرماید: "ر گاه روزگاری بود که عدالت در آن بر ستم غالب شد، حرام است به کسی گمان بد ببری، مگر این که بدی او بر تو معلوم شود".[10] از نظر اسلام آبروی شخص مسلمان دارای احترام و ارزش خاصی است و خداوند برای حفظ و آبروی مسلمان، سوء ظن را نهی نموده است. مفسران گفته اند که مراد اجتناب از ظن که در قرآن آمده است، بدگمانی نسبت به مسلمان است.[11] بنابر این شخص مسلمان باید اعمال دیگران را حمل بر درستی و صحت نماید، هرچند در ظاهر نادرست به نظر رسد و حملش بر کارهای درست دشوار باشد.

در روایتی پیامبر (ص) می فرمایند: "برای گفتار و کرداری که از برادرت سر می زند عذری بجوی و اگر نیافتی عذری بتراش".[12]

اما سؤال های دیگری که پیرامون بد بینی مطرح شده است به همان ترتیب به پاسخ اجمالی آنها می پردازیم.

علت بدبینی چیست؟

برای بدبینی علت های مختلفی بیان شده است از جمله:

1. آلودگی درون و بیرون: افرادی که خود آلوده اند دیگران را مانند خود می بینند.

2. همنشینی با بدان: وقتی که انسان با افراد فاسد نشست و برخاست داشت طبیعی است که نسبت به همه افراد بدبین شود؛ چون تصور می کند معاشران او نمونه هایی از مردم اند. در حدیثی امام علی (ع) می فرماید: "منشینی با بدان سبب بدگمانی به نیکان می شود".[13]

3. زندگی در محیط های فاسد.

4. عقده حقارت. کسی که گرفتار خود کم بینی است و یا از سوی دیگران مورد تحقیر واقع گشته است، چنین شخصی سعی می کند دیگران را هم در محیط فکر خود حقیر و پست و آلوده و گنه کار حساب کند تا از عقده خود بکاهد و آرامش کاذبی به خود بدهد.

بعضی از راه های درمان بدبینی

1. تقویت عقل و خرد: بدبینی از آثار کمبود عقل و خرد است که هر چیزی را نادیده قبول می کند. امام علی (ع) می فرمایند گمان درست از ویژگی های خردمند است.[1 

2. دوری از تکبر و غرور

3. حمل بر صحت کردن: انسان بدبین باید اصل را بر کرامت انسان ها بگذارد.

آیا بدبینی همان سوء ظن است؟

بدبینی ترجمه فارسی سوء ظن است و فرقی بین آنها نیست.

نظر قرآن در مورد بدبینان چیست؟

قرآن به این مسئله اشاره نموده و آن را از گناهان به حساب آورده است. قرآن می فرماید: "اى کسانى که ایمان آورده‏اید! از بسیارى از گمان ها بپرهیزید؛ چرا که بعضى از گمان ها گناه است".[14]

اگر بدگمانی درمان شد برای این که دو باره به آن مبتلا نگردیم چه کار لازم است انجام دهیم؟

پس از دوری از این خصلت بد طبعا همان اموری را که موجب ریشه کن شدن این حالت شده، باید تثبیت و تقویت نمود تا منجر به برگشت دوباره آن نشود.

آیا شخص بدبین به همه افراد بدبین است؟ یا به افراد خاصی؟

برای این مورد یک قاعده و قانون کلی وجود ندارد؛ زیرا این بستگی به افراد بدبین، مقدار و درجه بدبینی و ریشه آن دارد. بعضی وقت ها انسان به خاطر برخی از امور مثل دشمنی به فرد خاص، حسادت به او و ... به همان شخص بدبین است و نسبت به دیگران این حالت را ندارد و گاهی نیز نزدیک بودن به فردی باعث بدبینی او می شود که بر خلاف میلش عمل کنند او بدبین می شود. از کسی انتظار احسان دارد به او احسان نمی کند این کار را حمل بر بخل یا غرض می کند. اما گاهی نیز این صفت بد در کسی ریشه دوانده و جزء ذاتش شده، چنین شخصی به همه مردم، حتی همسر، فرزند، رفیق و ... بدبین است. امام صادق (ع) می فرماید: "بیش از دو سوم مردم به این گناه مبتلا هستند".[15]

آیا بدبینی عقاب دارد؟

تصورات و خطورات ذهنی انسان گناه محسوب نمی شود، اما آنچه که از آن نهی شده است این است که انسان نسبت به کسی گمان بد کند و فکرش به آن اعتماد کند و قلبش به آن مایل شود و طبعاً در عمل ظاهر گردد.[16] بنابراین سوء ظن دارای سه مرحله است. 1. قلبی، 2. زبانی، 3. عملی. آنچه از آن در قلب خطور می کند، مشمول تکلیف نیست؛ چون از اختیار خارج است، ولی آنچه از آن نهی شده است مربوط به زبان و عمل است.[17]

این گناه ممکن است برای تمام افراد بشر در تمام مراحل سنی پیش بیاید. توضیح این که مراد از "اجتناب از ظن" (که در سوره حجرات از آن نهی شده) اجتناب از خود ظن و گمان نیست؛ چون ظن، خود نوعى ادراک نفسانى است، و در دل باز است، ناگهان ظنى در آن وارد مى‏شود و آدمى نمى‏تواند براى نفس و دل خود درى بسازد، تا از ورود ظن بد جلوگیرى کند، پس نهى کردن از خود ظن صحیح نیست. مگر آن که از پاره‏اى مقدمات اختیارى آن نهى کند. پس منظور آیه شریفه نهى از پذیرفتن ظن بد است، مى‏خواهد بفرماید: اگر در باره کسى ظن بدى به دلت وارد شد آن را نپذیر و به آن ترتیب اثر نده. بنابراین، پس این که فرمود بعضى از ظن‏ها گناه است، باز خود ظن را نمى‏گوید؛ (چون ظن به تنهایى چه خوبش و چه بدش گناه نیست، براى این که گفتیم اختیارى نیست)، بلکه ترتیب اثر دادن به آن است که در بعضى موارد گناه است؛ مثل این که نزد تو از کسى بدگویى کنند، و تو دچار سوء ظن به او شوى و این سوء ظن را بپذیرى، و در مقام ترتیب اثر دادن بر آمده او را توهین کنى، و یا همان نسبت را که شنیده‏اى به او بدهى و یا اثر عملى دیگرى بر گمانت بار کنى که همه اینها آثارى است بد و گناه و حرام.[18] و چنین شخص مستحق عذاب اخروی است.

آثار بدبینی:

بدبینی و سوء ظن آثاری دارد که برخی از آنها عبارت اند از:

1. زوال امنیت: شخص بدبین به حریم شخصیت مسلمانان تجاوز می کند.

2. کنجکاوی در امور دیگران: شخص بدبین برای پیدا کردن شاهدهایی بر بدگمانی خود با تجسس از مسلمانان سلب آزادی می کند.

3. ابتلا به غیبت برادران مؤمن:[19] چون نسبت به کسى سوء ظن پیدا کرده است، غیبت را تجویز مى‏کند.[20]

4. از بین رفتن عبادات: حضرت علی (ع) می فرماید: بپرهیز از آن که گمان را بدگردانی؛ زیرا به راستی بدگمانی عبادت را از بین می برد و گناه را بزرگ می کند".[21]

5. از دست دادن دوستان و تنهایی و انزوا: امام علی (ع) می فرماید: "ر که بدگمانی بر او چیره شود جای آشتی با هیچ دوستی را باقی نمی گذارد".[22]

6. موجب ترس و بخل و حرص می شود: پیامبر (ص) به علی (ع) فرمود: "اى على ترس و بخل و حرص غرائزى هستند که از سوء ظن تولد پیدا مى‏کنند".[23]

اما در مورد نظر روان شناسان نسبت به بدبینان به کتاب هایی که در این زمینه از جانب آنان نوشته شده مراجعه نمایید.

 

[1] یوسف ، 87.

[2] طیب، سید عبد الحسین‏، أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏9، ص 416 و 417، ناشر انتشارات اسلام‏، تهران، چاپ دوم، 1378 ش‏.

[3] عطاردى، عزیز الله، ایمان و کفر، ترجمه الإیمان و الکفر، بحار الانوار، ج ‏1، ص 550، ناشر انتشارات عطارد، تهران، چاپ اول ، 1378 ش‏ ‏.

[4] همان، ج ‏2، ص 65.

[5]علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 69، ص 317، «من رضى عن نفسه کثر الساخطون علیه».

[6] نهج البلاغه، خ 193، «فهم لانفسهم متهمون و من اعمالهم مشفقون اذا زکى احدهم خاف مما یقال له».

[7]نهج البلاغه، نامه 53.

[8] محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمة، ج 7، ص 3401.

[9]حجرات،12، "یا ایها الذین آمنوا اجتنبوا کثیرا من الظن ان بعض الظن إثم".

[10]میزان الحکمة، ج 7، ص 3401.

[11]به تفاسیر قرآن در ذیل آیه 12 سوره حجرات مراجعه نمایید.

[12]میزان الحکمة، ج 12، عن رسول الله (ص) قال: "اطلب لاخیک عذرا فانلم تجد له عذرا فالتمس له عذرا".

[13]بحارالانوار، ج 71، ص 197،مؤسسة الوفاء بیروت، 1404 ق. الامام علی (ع) قال: "مجالسة الاشرار تورث سوء الظن بالاخیار".

[14]حجرات، 12.

[15]کلینی، اصول کافی، ج 2، ص 412، چاپ چهارم دار الکتب الإسلامیة، تهران، ‏1365 ش. قال صادق (ع): یا اسحاق کم تری اهل هذا الآیة، "ان عطوا منها رضوا و ان لم یعطوا منها اذا هم یسخطون"، قال ثم قال هم اکثر من ثلثی الناس.

[16]فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ج 5، ص 268.

[17]طبرسی، فضل بن الحسن، ترجمه مجمع البیان فى تفسیر القرآن ، ج 23، ص 218 و 219، ‏ناشر انتشارات فراهانى، تهران، چاپ اول‏، 1360 ش‏.

[18] ترجمه المیزان، ج ‏18، ص 483.

[19] دستغیب ،سید عبدالحسین، قلب سلیم، ج2، ص 183و 184و 185.

[20] مصطفوى‏، حسن، ترجمه مصطفوى، متن، ص 207، ناشر انجمن اسلامى حکمت و فلسفه ایران، تهران، چاپ اول، 1360 ش‏.

[21]شرح غرر الحکم، ج 2، ص 308، الامام علی (ع) قال: "ایاک ان تبسی الظن فان سوء الظن تفسد العباده و یعظم الوزر".

[22]شرح غرر الحکم، ج 5، ص 406، الامام علی (ع) قال: "من غلب علیه سوء الظن لم یترک بینه و بین خلیل صلحا".

[23] عطاردى، عزیز الله، ایمان و کفر، ترجمه الإیمان و الکفر، بحار الانوار، ج ‏2، ص 73.



:: برچسب‌ها: من , گل , عکس ,
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
بدزبانی
شنبه 1 اسفند 1394 ساعت 19:2 | بازدید : 274 | نوشته ‌شده به دست کرموخان | ( نظرات )

 بد زبانی مرضی است که درمان آن مثل سایر امراض روحی و روانی  قابل درمان است اما در صورتی است که خود شخص بد زبان بخواهد که خودش را درمان کند و از عواقب آن در دنیا، مخصوصا در آخرت بترسد. اما وظیفه شما تذکر و امر به معروف و نهی از منکر است منتهی با زبان پر محبت ، خیلی نرم و مهربانانه و از روی دلسوزی باشد تا در خلق و خوی طرف مقابل که همسرتان نیز می باشد اثر مثبت بگذارد. اما ذکر چند آیه و روایت از قرآن و معصومین در همین خصوص  را برای شما ارسال می کنیم تا مثمر ثمر واقع گردد. انشاء الله

در فراز ی از دعای امام عصر(عج) چنین آمده: «و سدد السنتنا بالصواب والحکمه ، خدایا زبان های ما را به صواب (درست گویی) استوار ساز.» واژه صواب در موردی گفته می شود که چیزی با حق اصابت کند، و هیچ گونه باطلی به آن راه نیابد. بنابراین مسأله استواری زبان به صواب به این است که آن را به درست گویی و حرف حق زدن عادت دهیم، به گونه ای که هرگز به ناصواب و به باطل گویی حرکت نکند، چنین کاری نخست بستگی به کنترل زبان از انحراف دارد، که بحث آن گذشت، دوم این که زبان را به راستی و درستی و حق گویی عادت دهیم به گونه ای که جز درستی به چیزی حرکت نکند. ما وقتی که به قرآن واژه قَول مراجعه کرده و دقت می کنیم می بینیم به ما می آموزد که سخن گفتن آدابی دارد، و باید حساب شده و سنجیده باشد، گاه می فرماید: «ولیقولوا قولاً سدیداً؛[1] و سخنی استوار و درست بگویند.» «و قولوا قولاً سدیداً؛[2] و سخن استوار و درست بگویید.» این دستور همان است که در دعای امام عصر(عج) آمده «و سدّد السنتنا؛زبان های ما را استوار گردان.» و گاه می فرماید: «قولاً معروفاً؛[3]سخن نیک و زیبا بگویید.»

و گاه می فرماید: «قولاً کریماً؛[4] بزرگوارانه و مهرانگیز سخن بگویید.» و گاه می فرماید: «قولاً لیّناً؛[5] نرم و با ملاطفت سخن بگویید.» و گاه می فرماید: «قولاً میسوراً؛[6] با نرمش و مهربانی با آنها سخن بگو.» و گاه می فرماید: «قولاً بلیغاً؛[7] با سخن شیوا و زیبا با آنها حرف بزن.»

امام صادق علیه السلام فرمود: همانا دشنام گوئی و بد زبانی و هرزه گوئی از نفاق و دوروئی است 

رسول خدا (ص) فرمود: خداوند دشمن می‏دارد فحش گوی بد زبان و گدای پررو را.

رسول خدا (ص) به عایشه فرمود: اگر برای دشنام صورت و مثالی بود مثال و صورت زشتی می‏بود.

روایت شده: هر که بر برادر مسلمانش دشنام دهد خداوند برکت را از روزیش می‏گیرد، و او را بر خودش وامی‏گذارد، و زندگانیش را تباه می‏کند.

سماعه گوید: رفتم به خدمت امام صادق علیه السلام، آن حضرت بدون مقدمه به من فرمود: ای سماعه این چه رفتاری بود میان تو و شتربانت؟ بپرهیز از دشنام گوئی و عربده کشی و لعنت گوئی. گفتم: به خدا سوگند اگر من چیز ناروائی گفته باشم به خاطر ستمی‏ است که شتردار بر من روا داشته است، امام فرمود: اگر او بر تو ستم کرده تو هم با او (در فحش و فریاد) برابر آمدی، این کارها از روش من نیست و شیعیانم را هم به آن دستور نداده‏ام استغفار کن و دیگر از این کارها نکن، گفتم: استغفار می‏کنم و دیگر چنین کاری را نمی‏کنم.

رسول خدا (ص) فرمود: از بدترین مردم کسی است که مردم بخاطر دشنام‏ گوئیش از همنشینی با او کراهت دارند.

امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند دوست می‏دارد شخص با حیای بردبار و بی‏نیاز عفیف را، آری و خداوند دشمن می‏دارد دشنام گوی بد زبان و فقیر اصرارکننده را.

امام صادق علیه السلام در ضمن حدیثی فرمود: شرم و پاکدامنی و مرض و سستی از ایمان است، منظورم مرض و سستی زبان است نه مرض و سستی قلب. و دشنام گوئی، و بد زبانی، و زبان درازی و یاوه گوئی از نفاق است.

رسول خدا (ص) در سفارشهای خود به علی علیه السلام فرمود: یا علی! بزرگترین جهاد این است که انسان صبح کند و در نیت و قصدش نباشد که بر کسی ستم کند ای علی! هر که مردم از زبانش بترسند از اهل آتش باشد، یا علی! بدترین مردم کسی است که مردم از ترس دشنام و شرارتش احترامش کنند، یا علی! بدترین مردم کسی است که آخرتش را به دنیایش بفروشد و بدتر از او کسی است که آخرتش را به دنیای غیرش بفروشد.

رسول خدا (ص) فرمود: اگر مردی را دیدید که باک ندارد چه می‏گوید و در باره‏اش چه گفته می‏شود او شریک شیطان است.

رسول خدا (ص) فرمود: خداوند حرام کرده است بهشت را به کسی که دشنام گو، بد زبان، و کم حیاء بوده و باکی نداشته باشد که چه می‏گوید و در باره‏اش چه می‏گویند اگر اصل او را بررسی و پی‏جوئی کنی یا از زنا به عمل آمده و یا از شرکت شیطان. سؤال شد: مگر شیطان در مردم شرکت می‏کند؟ حضرت فرمود: آیا سخن خدا را نخوانده‏اید که می فرماید: و شرکت کرد با ایشان در اموال و فرزندانشان.[8]

امام صادق علیه السلام فرمود: بد زبانی از جفا کاری است و جفاکار در آتش است.

پیغمبر اکرم (ص) در وصیت خود به علی علیه السلام فرمود: یا علی! خداوند بهشت را حرام کرده بر کسی که دشنام گو و بد زبان باشد و توجه و باکی نکند که چه می‏گوید و در باره‏اش مردم چه می‏گویند یا علی! خوشا بحال کسی که عمر طولانی کند و عمل نیکو انجام دهد.

امام صادق علیه السلام فرمود: حیا از ایمان است و ایمان در بهشت است، و بد زبانی از جفا کاری است و جفا کاری در آتش است.[9]

4. اگر شخصی با نصیحت و موعظه و بیان عاقبت دشنام، همچنان بر عمل ناشایست خود باقیست چنین شخصی صلاحیت دوستی و مصاحبت را نخواهد داشت و بهتر است انسان از اینگونه افراد فاصله گرفته و ارتباطش را قطع نماید و به حد سلام و خداحافظی اکتفا نماید تا این شخص متوجه شود که اگر بخواهد با این شیوه زندگی نماید کم کم همه از اطرافش پراکنده شده و تنها خواهد ماند.

از جمله آفات و خطرات، بد زبانی است که بسیار خطرناک است و نقش زیادی در تخریب انسان و جوامع بشری می تواند داشته باشد، که در احادیث به کلید خیر و شر از آن تعبیر شده است.[10] و یا آنکه زبان را میزان ارزیابی انسان معرفی نموده است.[11]

برای جلوگیری از آلوده شدن به بدزبانی و خطرات زبان راههایی را می توان ارائه نمود که عبارتند از:

1- بینش صحیح     2- اراده قوی 3- تقوا

به همین دلیل است که اسلام به خود آگاهی و اراده قوی و نیرومند نقش مهمی در پیشگیری از آلوده شدن انسان به بدزبانی قائل است، و انسانی که دارای ویژگیهای فوق است در هر حال می تواند درست بیندیشد ودرست تصمیم بگیرد تا به گناهان آلوده نگردد.

بر پایه این ویژگیها است که اسلام نمی گوید صرفا به انسان تلقین کنید و چشم گوش بسته کسی را به کار خیر وا دارید و یا از کار زشت بازدارید. بلکه می گوید، کاری کنید که خود آگاهی انسان شکوفا گردد و از درون بجوشد، خودش تصمیم بگیرد تا از انجام هر گناهی از جمله بد زبانی خود را باز دارد در اینصورت است که انسان احساس استقلال شخصیت می کند که خود را به اختیار خود از بدزبانی باز داشته است.[12] چنین انسانی که بر پایه خود آگاهی و اراده قوی تربیت شده، می تواند با تقوا و با بند و بار باشد، همان بند باری که عشق بحق و حقیقت در او به وجود آورده است و او در عین آزادی کامل بنده حق است و همین تقوا است که قادر است او راار از تمام آفات جسم و جان و نیز بدربانی محفوظ دارد. چنانچه در بیان حضرت علی علیه السلام آمده است: بدانید که تقوا همچون مرکبی است راهوار که صاحبش بر آن سوار و زمامش را به دست گرفته و تا قلب بهشت به پیش می تازد.[13]

مطابق این تشبیه تقوا همان خویشتنداری و کنترل بر نفس است، و در جائی دیگر می فرماید: ای بندگان خدا بدانید که تقوا قلعه  و دژی شکست ناپذیر است.[14]

از مجموعه روایات و تعبیرات روشن می گردد که تقوا میوه درخت ایمان است فلذا برای تحصیل آن باید پایه ایمان را محکم ساخت.[15]

نکته دیگر اینکه از خطرات مهلک بدزبانی غفلت نورزید چنانچه از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل است که خدا زبان را به عذابی گرفتار می سازد که هیچ یک از جوارح به آن عذاب نمی شوند، وقتی زبان می پرسد چرا مرا بدین عذاب گرفتار نمودی؟ خدا می فرماید: از زبانت کلمه ای صادر شد که به شرق و غرب عالم رسید و موجب قتل و غارت بی گناهان گردید، و عرض و ناموس با این یک کلمه نابود شد.

 برای پیشگیری از خطر بدزبانی و یا عموم گناهان زبان مناسب است به برخی از تذکرات توجه نمائیم:

1- انسان باید بداند که خداوند متعال عالی ترین نعمت را بنام زبان به او داده است تا به وسیله آن بهترین اعمال را مانند تلاوت قرآن، دعا و نیایش، ایجاد صلح و آشتی، دعوت مردم به سوی خیر و صلاح انجام دهد و . . .  یا با گفتن یک جمله «گل» خنده را بر لبان مومنان بنشاند.

2- اینکه بدانی که در برابر تمام گفتارت مواخذ می شوی لذا جز بخوبی سخن مگوی.[16]

3- این زبان که عالیترین سرمایه است و تمدن بشری امروز ناشی از اوست ممکن است برای همیشه در ا ختیار انسان نباشد و موجب زوال گردد لذا تا در اختیار ما قرار دارد به بهترین وجه استفاده کنیم نه اینکه آن را آلوده به زشتیها کنیم.

4- متوجه باشیم که با یک کلمه که از زبان صادر می گردد، ممکن است شخص یا  خانواده ای را بهم بریزد.

پس تا معیار و ملاک سخن که صلاح و مصلحت خود و مردم است وجود ندارد باید سکوت نمود و انرژی خود را بیهود صرف و خرج نکرد.

استاد آیت اللّه مکارم شیرازی در شرح حدیث پیامبر که فرمودند:«و هل یکبّ النّاس علی مناخرهم فی النّار الّا حصائد السنتهم..... آیا چیزی جز درو  شده ها (و محصول) زبان انسان را از ناحیه صورت به دوزخ می افکند؟ »[17] این جمله را می نویسد: «معلوم می شود گناهانی که به سبب آنها انسان با صورت به جهنّم می رود، سینه یا پا و یا دست نیست، بلکه دست آوردهای زبان است. شاید چنین عذابی برای این باشد که وقتی کسی را به سبب گناهی به آتش دوزخ می افکنند، با آن عضوی که گناه کرده می اندازند، و لذا چون با زبان گناه کرده، با صورت او را به دوزخ می افکنند تا اول زبانش بسوزد زیرا همین زبان آتش ها را برافروخته و به انسانها توهین و اذیت ها کرده است. باید هر روز صبح که از خواب بیدار می شویم از خدا بخواهیم تا ما را از شرّ زبان حفظ کند، و شب هم وقتی به بستر می رویم، از گناهانی که به خصوص با زبان انجام شده استغفار کنیم، زیرا واقعاً انسان به سبب زبان در خطر عظیمی است.» موفق باشید.


[1] - . سوره نساء، آیه 9.

[2] - سوره احزاب، آیه 70.

[3] - سوره بقره، آیه 235.

[4] - سوره اسراء، آیه 28

[5] - سوره اسراء، آیه 23.

[6] - سوره طه، آیه 44.

[7] - سوره نساء، آیه 63.

[8]- سوره مبارکه اسراء آیه 64

[9] - جهاد النفس وسائل الشیعة-ترجمه صحت، ص: 307 تا ص ص: 311

[10] -  تحف العقول – میزان الحکمه ج 1 ص49

[11] - میزان الحکمه 1 ص 49

[12] - شناخت اسلام صفحه 246

[13] - نمونه ج 22 ص 205- نهج البلاغه خطبه  16

[14] - نهج  البلاغه خطبه  114 و 175

[15] - نمونه ج 22

[16] - نهج البلاغه از کلمات حکمت

[17] - اصول کافی، ج 2، ص 115.

 

 


:: برچسب‌ها: من , گل , عکس ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0